پول مى دهیم و آنها کارگر مایند!/ خاطره
...این، منطق یک نماینده ى مجلسِ آن روز است! دوره ى انحطاط که مى گویم، یعنى این.
تهران - حیاتسال 44 یا 45 در مشهد به دیدن
دوستى رفته بودیم و تصادفاً یکى از نمایندگان مجلس شوراى ملىِ آن روز هم به این جلسه
آمده بود. دوره ى جوانى و پرشورى ما بود و از وابستگى و تسلط بیگانگان و این گونه مطالب
حرفهایى زدیم؛ بى توجه به این که این آقا نماینده ى مجلس است. نماینده ى مجلسِ آن وقت
- یعنى کسى که دربار لیست داده بود که ایشان باید نماینده ى فلان جا شود؛ آن وقت که
انتخابات نبود - در جواب من یک مقدار با تفرعن و تکبر و اخم و تخم حرفهایى زد؛ از جمله
این که گفت شما چه مى گویید و به چه چیزى اعتراض مى کنید؟ امروز اروپایى ها و غربى
ها مثل نوکر دارند براى ما کار مى کنند. ما نفت داریم، پول داریم، پول مى دهیم و آنها
کارگر مایند و مثل نوکر دارند براى ما کار مى کنند!
این، منطق یک نماینده ى مجلسِ
آن روز است! دوره ى انحطاط که مى گویم، یعنى این. فکر این بود که ما چرا تولید کنیم؟
چرا بسازیم؟ چرا یاد بگیریم؟ ما در خانه هاى خود مثل آقاها مى نشینیم، برایمان مى آورند
و وسایل لازم را در اختیار ما مى گذارند؛ ما هم پول نفت داریم، مى دهیم و زندگى اشرافى
مى کنیم. این، منطق آن روزِ یک دولتمردِ در سطح بالا بود. فرهنگ حاکمِ آن روز بر دستگاه
هاى اداره کننده ى کشور، همین بود؛ لذا آن صد سال، دوره ى انحطاط ماست. انقلاب این
را به هم زد.
بیانات در دیدار مهندسان و محققان فنی و صنعتی کشور 5/12/1383